تبليغاتX
هیچ کس تو دنیا قدر من دوستت نداره و ...

هیچ کس تو دنیا قدر من دوستت نداره و ...

یه دوستی پاک و بی الایش پاک تر از هر دوست داشتنی

 

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد....

+ نوشته شده در 88/05/26ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 


يادمون باشه وقتي کسي برامون ميميره ، اونقدر مرد باشيم که سر قبرش يک شاخه گل بزاريم

--------------

قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينکه قلبمه به خاطر اينکه تو توشي 

----------------------------------------

چيه فکر کردي يک 1 اس ام اس جديده ؟ يا فکر کردي کارت دارم ؟ نه بابا فقط مي خواستم بگم دوستت دارم

--------------------------------------------------------------

يك سنگ كافيست براي شكستن يك شيشه، يك جمله كافيست براي شكستن يك قلب، يك ثانيه كافيست براي عاشق شدن، يك دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي

------------------------------------------------------------------------------

اگه کسي رو دوست داري، نه براش ستاره باش، نه آفتاب، چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

--------------------------------------------------------------------------------------------
  
 
سعي کن بخاطر کسي که دوستش داري غرورتو از دست بدي ولي مواظب باش بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در 87/03/30ساعت 0:58 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |



رسول رحمت مي فرمايد:

روزگاري بر مردم مي آيد که مرد ميان بي عرضگي و نادرستي مخير  مي شود.

هر کس در آن روزگار بود بايد بي عرضگي را بر نا درستي ترجيح دهد

+ نوشته شده در 87/03/27ساعت 11:53 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان،چهره نگاران، پیکره سازان بشر در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.

اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که:

"مریم مادر عیسی است."

و من خواستم با چنین شیوه ای از «فاطمه» بگویم، باز درماندم،

خواستم بگویم، «فاطمه» دختر خدیجه بزرگ است. باز دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، «فاطمه» دختر محمد(ص) است. باز دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، «فاطمه» همسر علی است. باز دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، «فاطمه» مادر حسنین است. باز دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، «فاطمه» مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این ها همه هست و این همه «فاطمه نیست.

«فاطمه»، «فاطمه» است.

"دکتر علی شریعتی"

+ نوشته شده در 87/03/17ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


این تصویر ..............و یه دنیا غم ...

 

+ نوشته شده در 87/03/16ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


خلوت هرگز به آخر نمی آید !

یاد بگیر زیبایی هایت را به تنهایی زندگی کنی

اگر دیگرانی هم آمدند مینوشند

و اگرنیامدند تو خود با شکوهی

بهتر است هر شب و هر مهتاب برای تو باشد

اگر رد پایی در ماسه ساحل افتاد چه خوب

اگر نیفتاد تو خود از جنس دریایی

بهتر است شور و شوق در بودن تو باشد

اگر نگاهی به نگاهت آمیخت چه خوب

اگر نیامیخت تو خود خورشید مهری

بهتر است که خداوندت پذیرفته تو باشد

اگر پذیرفتنی تر آمد چه خوب

اگر نیامد تو خود سوار بر مرکب معرفتی

+ نوشته شده در 87/03/01ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


+ نوشته شده در 87/02/30ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 

چرا اخه فکر کردم بینمون

 

                                       خدا نگهداری نیست چرا اخه

 

     

 

                        شاید فکر کردم خواهر برادر

 

واقعی هستیم ...

 

 

+ نوشته شده در 87/02/11ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


دلم واسه تو نه واسه مثل قبل بودنمون تنگ شده ...

 

کاش نوشتهام به خاطر این که شاید بخونی ناراحت شی پاک نمی کردم

 

گفته بودم که دیگه مثل قبل دوستت ندارم

حالا فقط متاسفم

 

 

+ نوشته شده در 87/02/06ساعت 11:42 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 

 

همیشه احساساهم نوشتم حقیقته قلبمو نوشتم

 

 

همیشه واسه تو  می میرم و گاهی دلتنگ می شدم

 

 

امشب بعد چند سال به وجودت  عادت کردن داداشی

 

فهمیدم ازم خیلی

 

 دوری خیلی خیلی دوری

 

آرزو کردم ای کاش نزدیک تر بودیم آرزو کردم کاش

 

اینقدر ازت واسه خودم کوه و عظمت زیبای ها

 

 نمی ساختم

 

ازم دوری و من به اندازای که ازت دورم دوستت دارم

 

 و تو به

 

اندازای که ازم دوری .ازم دور شدی ...

 

از دلم از دلتنگی هام ....

 

می دونم که خدا نگهداری بینمون نیست

 

می دونم که ای کاش و سعت دوستیمون نزدیکی دلم و

 

اشکای تنهایی و غم دوریت هیچ کدوم دیگه

 

 بهم نزدیکت نمی کنه.

 

دور بودیم .ولی این قدر به هم نزدیک شدیم

 

 که هیچ گاه به فاصله

 

هامون روی زمین  پی نبردم

 

حالا این قدر ازهم دور شدیم که فاصله روی زمین

 

 رو کم می بینم و

 

 فاصله تو رو از خودم خیلی خیلی.. .....زیاد...

 

 

 

  فکر کنم حالا دوست داشتنمونم

 

 مثل ارزشی که واسه

هم قائل می شیم برابر شدن..........

 

 

+ نوشته شده در 87/02/04ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 

حرفای قشنگ دوست قدیمه وبلاگمون::یکی از همسایهامونه تو بلاگفا
توسط:http://www.sardab59.blogfa.com/
به نام خدا
سلام. سلاااام به یه دوست قدیمی
تقریبا بعد از یک سال دارم مینویسم.بعد از یک سال مینویسم ولی بازم دلم هوای همون روزارو داره
از اینکه بعد از این همه مدت فراموشم نکردینو بهم سر زدین ، فقط میتونم بگم ممنونم
ثانیه ثانیه زندیگی ما آدما برامون خاطره می سازه و درس به جا میزاره
یکم که از هیا هوی زندگی فاصله میگیریم ، و با همون فاصله به زندگی نگاه میکنیم
تازه میفهمیم که آرامشو چه جوری مینویسن ، تازه میفهمیم که ساده گی ، اون رنگو بوی همیشه رو نداره
دل گرفته ی آدما رنگ دل گیری قدیم و نداره
جایی برا کلماتی نمی مونه که داره از ناب ترین احساس ها حرف میزنه
دیگه حتی سجاده ی نماز ادما بوی گلاب و یاس نمیده
دیگه خیلی ها یادشون رفته چه جوری کنار هم دور یه سفره روی زمین بشینن و با یه
بسم الله غذارو شرو کننو با الحمدالله تموم کنن.
خوش به حال اون دلهایی که هنوز رنگ خدا داره و هنوز سجاده هاشون بوی گل یاسو میده
وهنوز گذاشت و گذشت و فراموش نکردن.
بازم ممنونم
ایشالله که همیشه دلتون پر از نور خدا باشه.

+ نوشته شده در 87/01/31ساعت 9:1 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


                                        

          

جشن تو جشن تولد تموم خوبیاست...

 جشن تو شروع زیبای تموم شادیاس..

 جشن تو طلوع یک روزه مقدسه برام..

 وقت شکر گذاریه بسوی درگاه خداست...

  عزیزم تولد مبارک..

 

+ نوشته شده در 87/01/30ساعت 8:38 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


تنهایی

تکيه به شونه هام نكن
من از خودت خسته ترم


ما که به هم نمی رسیم
بسه دیگه بذار برم 

کي گفته بود به جرم عشق 

یه عمری پرپرت کنم؟ 

حیف تو نیست کنج قفس 

چادر غم سرت کنم؟ 

من نه قلندر شبم 

نه قهرمان قصه ها


نه برده ي حلقه به گوش 

نه ناجی فرشته ها 

تو اين دو روز زندگي

 

شبیه من فراوونه 

یه لحظه چشمات و ببند 

گذشتن از من آسونه 

من عاشقم همین و بس 

غصه نداره بی کسی 

قشنگي قسمت ماست 

که ما به هم نمی رسیم
      

+ نوشته شده در 87/01/28ساعت 8:54 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


چونان خدا كه در تو است.به خود آ !...
گفت دانايي که: گرگي خيره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاري ست پيکاري سترگ
روز و شب، ما بين اين انسان و گرگ
زور بازو چاره اين گرگ نيست
صاحب انديشه داند چاره چيست
اي بسا انسان رنجور پريش
سخت پيچيده گلوي گرگ خويش
واي بسا زور آفرين مرد دلير
هست در چنگال گرگ خود اسير
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته مي شود انسان پاک
و آن که از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان مي نمايد، گرگ هست
و آن که با گرگش مدارا مي کند
خلق و خوي گرگ پيدا مي کند
در جواني جان گرگت را بگير!
واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
مردمان گر يکدگر را مي درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
اين که انسان هست اين سان دردمند
گرگ ها فرمانروايي مي کنند
و آن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنايان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غريب
با که بايد گفت اين حال عجيب؟
یا ابا الصالح... یا علی... یا هو.


 

+ نوشته شده در 87/01/28ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


زندگي برگ بودن در مسير باد نيست


امتحان ريشه هاست..


ريشه هم هرگز اسير باد نيست


زندگي چون پيچکيست


انتهايش ميرسد پيش خدا

+ نوشته شده در 87/01/26ساعت 11:54 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


Enlarge picture 1178351076_titanic90909090

+ نوشته شده در 87/01/26ساعت 11:42 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


+ نوشته شده در 87/01/23ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 

سلام                                                                                                      

حداقل حتی به یه دل که شاید روزی از این جا بگزره شایدم یه کوچولو درک کنه من چقدر دلم تنگه

واسه خودم

واسه خوده خودم

خیلی دلم گرفته . از این که فکر کنی یکی هست تو دنیا که واست عزیزه حتی از خودت بیشتر اون وقته که خودتو پاک فراموش می کنی

بعضی لحظه ها می شکنی

ولی سعی می کنی غرورت نشکنه اشتباه نکنی

دلت زیادی ترکت نکنه که اگه روزی خواست برگرده پیش خودت نشناستت

نمی دونم امشب چرا اشکام شدن مرهمم اخه زیادی ....

وقتی بدونی نیست میگی نیست دیگه ولی وقتی بدونی هست ولی تو تنهای

وقتی بدونی واسه اومدنش لحظه هارو شمردی ولی وقتی اومد نبینتت

وقتی بدونی هیچ وقت هیچ وقت حتی خودت حاضر نیستی نگاش کنی

حتی اگه پات تو خونش باشه ولی فقط از دور بخوایش قده تموم زندگیت تموم لحظهات

میشه من که هیچ کس جز خودم مثل خودم نیست

سعی خواهم کرد به نسیم فراموشی هایم بسپارمت تا شاید دیگر دل تنگیهایم رنجی بر دلت نباشد

سعی خواهم کرد به پرستو های عاشق بیاموزم رهگزر رهگزر است .

بازم ساده بگزر رهگزرم ....

 

+ نوشته شده در 87/01/20ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


+ نوشته شده در 86/12/28ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


منتظر یه تغییر اساسی و با کلی زیبای و شادی باشید

مخصوصا" عزیز دله خودم ......................

................

+ نوشته شده در 86/12/27ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 

 

م

امروز ازت ممنونم

امروز بازم دنیا بهم گفت ادماش چه رنگین

ممنونم جوابه سلامم با گرمی دادی ممنونم اهمیتی که بهت می دادمو قدردانی کردی

ممنونم این بار براییییییییییییییییی همیشه خدا حافظ

 

+ نوشته شده در 86/12/02ساعت 4:4 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


+ نوشته شده در 86/11/25ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


امشب بعد یه عالمه وقت ندیدنش

 اومدنش مثل یه رویا بود مثل پرواز تو اسمونا مثل یه اروزو که هر وقت رد پاهاشو دنبال کردم رو دلم بود

اوج اسمون رویا ها 

اوج تشکر و قدرانی از این که پیشمه

اونی که واسط یه رهگذر بوده یه روزی بعد شده یه همدم حالا یه احساس پاک تو قلبت

بعد لحظه شیرین دیدار می رسه لحظه خداحافظی

قبل از گفتن این کلمه اشکام خودشون میشن بدرقه

نمی دونم کی درکم می کنه که چقدر سخت بود مثل اینه که یهو همه دلتنگیاتو یادت می یاد

با این حال حتی اگه از جون دادنم سخت تر به دیدنش می یرزید

خیلی دوستت دارم تا همیشه چون نه  عشق نه ... عین حقیقته فقط به خاطر روح پاکته که عزیزی و خواهی بود

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 

سلام واسه کسی که بهم می گفت بهش عادت کردم و دوستش ندارم

بخون نوشتهامو و بگو من کدومم

دوستت دارم

و یا یه هم صحبت که فقط بودنت واسش عادت بود؟؟؟؟؟؟!!!!!


بنظر شما واقعاً چند درصد از آدما بدور از عادت و فارغ از روزمرگي با هم ارتباط دارن... خيلي هامون از روي وابستگي با هم در ارتباط (!) داريم و چون وابستگي عادت رو بدنبال داره و عادت هم يه جورائي اعتياد مياره و لازمه اعتياد هم تكراره (نفسم بند اومد!)، اين ارتباطات مكرّر ميشه و در اين شرايطه كه فكر مي كنيم دلبسته ي طرف مقابلمون شديم!

در صورتيكه اين دلبستگي نيست... اين فقط وابستگيه كه ما خيلي راحت اسمشو ميذاريم "عشق" و يا حتي "دوست داشتن" و چون خيلي سخته كه انسان عادتاشو يا همون اعتيادشو كنار بذاره، اگه يك روز طرف (!) نبينه، از غصه دق مي كنه! البته ديگه نه به اين حادّي!
با اينكه اصولاً تو مود شريعتي نيستم ولي هيچوقت اين عبارتش رو فراموش نمي كنم:

 "عشق" با دوري و نزديكي در نوسان است. اگر دوري بطول انجامد ضعيف مي شود و اگر تماس دوام يابد به ابتذال ميكشد و تنها با بيم و اميد و تزلزل و اضطراب و ديدار و پرهيز زنده و نيرومند مي ماند. اما "دوست داشتن" با اين حالات نا آشناست... دنيايش دنياي ديگريست...
شريعتي معتقد بود "دوست داشتن" از عشق برتره. چيزي كه ما هميشه بر عكس فكر ميكرديم

 

دوستت دارم حتی درهیچ وقت  نبودنت

کاش بلاخره  یه روزی اینا رو بخونی

 

 

عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي. اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي كند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می گیرد


عشق در غالب دل ها ، در شكل ها و رنگهاي تقريبا مشابهي متجلي مي شود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشتركي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه اي خاص خويش دارد و از روح رنگ مي گيرد و چون روح ها بر خلاف غريزه هاهر كدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعم و عطري ويژه خويش را دارد مي توان گفت : كه به شماره هر روحي ، دوست داشتني هست . عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر مي گذارد ، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي مي كند و بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستي نيست .
عشق ، در هر رنگي و سطحي ، با زيبايي محسوس ، در نهان يا آشكار رابطه دارد . چنانچه شوپنهاور مي گويد شما بيست سال سن بر سن معشوقتان بيفزائيد ، آنگاه تاثير مستقيم آنرا بر روي احساستان مطالعه كنيد .
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج وجذب زيبايي هاي روح كه زيبايي هاي محسوس را بگونه اي ديگر مي بيند . عشق طوفاني و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت . عشق با دوري و نزديكي در نوسان است . اگر دوري بطول انجامد ضعيف مي شود ، اگر تماس دوام يابد به ابتذال مي كشد . و تنها با بيم و اميد و اضطراب و ديدار وپرهيززنده و نيرومند مي ماند . اما دوست داشتن با اين حالات نا آشنا است . دنيايش دنياي ديگري است . عشق جوششي يكجانبه است . به معشوق نمي انديشد كه كيست يك خود جوششي ذاتي است ، و از ين رو هميشه اشتباه مي كند و در انتخاب بسختي مي لغزد و يا همواره يكجانبه مي ماند و گاه ، ميان دو بيگانه نا همانند ، عشقي جرقه مي زند و چون در تاريكي است و يكديگر را نمي بينند ، پس از انفجار اين صاعقه است كه در پرتو رو شنايي آن ، چهره يكديگر را مي توانند ديد و در اينجا است كه گاه ، پس جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق كه در چهره هم مي نگرند ، احساس مي كنند كه هم را نمي شناسند و بيگانگي و نا آشنا يي پس از عشق درد كوچكي نيست .

اما دوست داشتن در روشنايي ريشه مي بندد و در زير نور سبز مي شود و رشد مي كند و ازين رو است كه همواره پس از آشنايي پديد مي آيد ، و در حقيقت در آغاز دو روح خطوط آشنايي را در سيما و نگاه يكديگر مي خوانند ، و پس از آشنا شدن است كه خودماني مي شوند . دو روح ، نه دو نفر ، كه ممكن است دو نفر با هم در عين رو در بايستي ها احساس خودماني بودن كنند و اين حالت بقدري ظريف و فرار است كه بسادگي از زير دست احساس و فهم مي گريزد . و سپس طعم خويشاوندي و بوي خويشاوندي و گرماي خويشاوندي از سخن و رفتار و آهنگ كلام يكديگر احساس مي شود و از اين منزل است كه ناگهان ، خودبخود ،دو همسفر به چشم مي بينند كه به پهندشت بي كرانه مهرباني رسيده اند و آسمان صاف و بي لك دوست داشتن بر بالاي سرشان خيمه گسترده است و افقهاي روشن و پاك و صميمي ايمان در برابرشان باز مي شود و نسيمي نرم و لطيف همچون روح يك معبد متروك كه در محراب پنهاني آن ، خيال راهبي بزرگ نقش بر زمين شده و زمزمه درد آلود نيايش مناره تنها و غريب آنرا بلرزه مي آورد . دوست داشتن هر لحظه پيام الهام هاي تازه آسمانهاي ديگر و سرزمين هاي ديگر و عطر گلهاي مرموز و جانبخش بوستانهاي ديگر را بهمراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه اي بازيگر و شيرين و شوخ هر لحظه ، بر سر و روي اين دو ميزند .
عشق ، جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني فهميدن و انديشيدن نيست . اما دوست داشتن ، در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر مي رود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين مي كند و با خود به قله بلند اشراق مي برد .

((
دکتر علی شریعتی))

__________________

من به غربت نمی اندیشم ، همه جا خانه من



 


 

+ نوشته شده در 86/11/21ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


My hands were made to touch you

my lips were made to kiss you

now my eyes arecrying for you

coz I know that your heart

wasnt made to love me...

 

+ نوشته شده در 86/11/17ساعت 4:30 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


سلام

موفق شدم

به خاطر این که داداشی سر قولت موندی و تو این مدت کمکم کردی ممنونم

اگه نبودی موفق نمی شدم هیچ وقت محبتتو فراموش نمی کنم

دوستت دارم

و برات ارزوی خوشبختی می کنم

+ نوشته شده در 86/11/04ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


سلام مادر بزرگم

دیشب اخرین شب عمرت بود و امشب اولین شبی که نیستی دلم خیلی واسه بودنت حرفات لبخندت چهره سفید نازت

دستای مهربونت ...واسه حظورت تنگ شده دلم می خواد داد بزنم اشک بریزم وای نمی تونم اخه مامانم اندازه کافی ناراحت باید ارومش کنم

مادر بزرگ این قدر خوب بودی که تو این شبا به دیدار خدا می ری

مادر بزرگ این قدر خوب بودی که هر کی شنیده باور نکرده رفتنتو

اخه چرا یه هو رفتی مگه نگفتی باهم عید می ریم شیراز مگه قول ندادی با هم بریم مشهد مگه قول ندادی با من بیای

مگه نگفته برمی گردی

نگفتم نرو پیشم بمون

چرا رفتی حالا من باز تنهام خیلی دیگه تنهام خیلی .................

+ نوشته شده در 86/10/30ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 

                                به نام خدا

 

چون تولدت  در ماه محرمه  فقط برات تو این روزا  امیدوارم و با شرکت در

 

عزاداری امام حیسن(ع)

 

 با قلب پاکت که از یارانشون و بهشتی بشی

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده در 86/10/28ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


 

فرارسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بر تمام عزاداران حسینی تسلیت باد.

 

 

+ نوشته شده در 86/10/24ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


سلام به بهترین دادشی دنیا

اولا" خیلی دوستت دارم

دوما" چون خیلی ماهی

و حرف اخرم که از هر چی که بگی تو دنیا سختره

اینه که می دونم همیشکی نیستیم و روزای اخره دوستیمونه

باید بریمو خدا حافظی کنیم انیا تایپشم اشکمو در می یاره چه برسه به واقعیت بودنش ...

+ نوشته شده در 86/10/19ساعت 11:13 بعد از ظهر توسط رهگذر عشق و دلارام |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شعري پر از صداقت/
از كوچه هاي غربت /
چيزي مي سرايم/
/ در اين ديار حسرت
زندگيست بي نهايت/
/ زيباي خورشيد را
با جان مي سرايم/
/ با رنگهاي زيبا
رنگي به رنگ قلبم/
سلام ما دوتا دوست که نه خواهر و برادر اینترنتی هستیم که اینجا می نویسیم
رهگذر عشق و دل ارام


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه


آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

هفته چهارم مرداد 1388

هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385


آرشيو موضوعي

رهگذر عشق

نويسندگان

رهگذر عشق و دلارام
رهگذر کوی عشق


پيوندها

عشق به خدا شاهكاري به كمال
درسهاي كوتا از الهه قمشه اي
يا حسين(ع)
گل بي باغبان
dani
از همه جا از همه رنگ.....(حسنك وزير)
حنا
ye sher be name: ash
مهدي (اسمان روي سر تنهايي
همسايه ديوار به ديوار
پري كوچك
گلپونه هاي وحشي
ارش افشار
ارام
مهرداد و نسترن
قالبهاي زيبا واسه وب
فيزيك
tanhaytanha


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


www.agna.blogfa.com www.agna.blogfa.com

>